عبد الله قطب بن محيى

476

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

آمديم به سر سخن ، چون جهان كه كلّ است پيوسته در كار است ، شما نيز كه جزئيد پيوسته بايد كه در ( كار ) باشيد كه اگر كار نه چيزى كردنى بودى ، كلّ شما آن را پيش نگرفتى ، اى اخوان ! هر كارى را پاداشى است ، پاداش كار جهان شماييد تا پاداش كار شما چه چيز باشد ، چنان‌كه جهان پوييد تا شما [ را ] يافت ، شما اگر بپوييد خدا را يابيد كه « خلقت الاكوان لاجل الانسان و خلقت الانسان لاجلى » و مرادم از اين شما ، كاملان شما است كه ثمرهء شجرهء هستى را شايند بود . اى اخوان ! به آن مقدار كه غايت شما اشرف است از غايت جهان ، بايد كه جدّ شما افزون باشد از جدّ جهان ، لاجرم شيخ ابو الحسن خرقانى - كه خرقان ما را نيز از خرقان او نصيبى باد - فرموده بر عرش طواف كردم ، تا فرشتگان يك نوبت طواف كردندى ، من چهل نوبت طواف كردمى از گرمى عشق ، مرحبا اى شير مرد راه حق و چابك سوار ميدان ارادت تو را زيبد اين راه رفتن ، نه ما افسردگان پژمرده و ناتوانان بازمانده را ، اما در هر قافله كه پشتهء سواران بر اسبان تازى پيش‌پيش روند بازماندگان نيز خرهاى لنگ به چوب و سنگ از پى ايشان رانند : لنگ‌ولوك و خفته شكل و بىادب * سوى او مىغيژ و او را مىطلب سايهء حق بر سر بنده بود * عاقبت جوينده يابنده بود اى اخوان ! هان و هان دست از اين سلوك مداريد كه فلك هزار ديده گشوده و به شما ناظر است كه چه كار از پيش خواهيد برد ، او اين‌بار را تا به سر حدّ انسانيّت رسانيد بيش از اين پيش نمىتواند آمد ، اكنون نوبت شما است كه اين‌بار را از اينجا به درگاه بريد إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ . « 1 » اى اخوان ! شنيده‌ايد كه ماهيان در دريا براى مردم دانا استغفار

--> ( 1 ) . سوره احزاب ، آيه 72 « ما امانت [ الهى و بار تكليف ] را بر آسمان‌ها و زمين و كوه‌ها عرضه كرديم ، پس از برداشتن آن سرباززدند و از آن هراسناك شدند و انسان آن را برداشت » .